تبلیغات
چپ دست ها
پنجشنبه 17 بهمن 1387

تفاوت رفتاری چپ دست‌ها و راست دست‌ها

   نوشته شده توسط: حمیدرضا زندی    

showimage.aspx?id=15966&t=y&w=300&h=200&type=1

محققان با بررسی بازدارنده‌های رفتاری در افراد چپ دست پی بردند که این افراد در تصمیم گیری و واکنش سریع دچار تردید بوده و با خود در کشمکش به سر می‌برند.

افراد چپ دست در سراسر جهان روزانه در حال مبارزه با ابزار و تجهیزاتی هستند که متناسب با عملکرد افراد راست دست تولید شده‌اند و این در حالی است که مطالعات جدید نشان می‌دهد این افراد در زمینه رفتاری نیز به همین مشکل دچار بوده و در تصمیم گیری‌های خود دچار تردید و کشمکش می‌شوند.

محققان دانشگاه آبرتای داندی در انگلستان اعلام کردند که افراد چپ دست بر خلاف افراد راست دست که به راحتی قادر به واکنش و تصمیم گیری هستند در هنگام اتخاذ تصمیم و یا انجام عملی با خود در تعارض بوده و به سختی قادر به تصمیم گیری هستند.

آزمایش بر روی بازدارنده‌های رفتاری در افراد چپ دست که بر روی 46 زن و مرد چپ دست صورت گرفت نشان داد که آمار این بازدارنده‌ها در چپ دست‌ها بسیار بیشتر از افراد راست دست است.

بر اساس بیانات این افراد، افراد چپ دست از مورد انتقاد قرار گرفتن و سرزنش شدن واهمه داشته و ترجیح می‌دهند که اعمال و تصمیماتشان متناسب با شرایط بوده تا همیشه مورد تایید قرار گیرند.

محققان بر این باورند که نتیجه این آزمایش‌ها می‌تواند شاهدی بر احتمال وجود تفاوت میان عملکرد مغز این دو گروه از افراد باشد. به این معنی که نیمه راست مغز در افراد چپ دست بیشتر فعال بوده که این نیمه نیز بیشتر جنبه‌های منفی احساسات و اعمال را مورد بررسی قرار می‌دهد و به طور حتم این موضوع در مورد افراد راست دست برعکس خواهد بود.


خانمی


جمعه 11 بهمن 1387

یک قطعه شعر 3

   نوشته شده توسط: حمیدرضا زندی    

صبرکن عشق زمین گیرشود بعدبرو           یادل از دیدن تو سیر شود بعدبرو

ای کبوتربه کجا قدر دگر صبر بکن               آسمان پای پرت تیرشود بعدبرو

یک نفرحسرت لبخندتو را می کاود           خنده کن عشق نمک گیز شود بعدبرو

تواگرکوچ کنی بغض قلم میشکند            صبرکن گریه به زنجیرشود بعدبرو

خواب دیدی شبی از راه سوارت آمد       باش تا خواب توتعبیر شود بعدبرو


سپیده

 


جمعه 11 بهمن 1387

یک قطعه شعر 2

   نوشته شده توسط: حمیدرضا زندی    

میوه ای از شاخه ات چیدم که خیلی کال بود/بی تو شعری هم اگر گفتم پر ازاشکال بود

کارمن باتوکمی لبخندبودوآشتی/کارتوبامن ولی  انبوهی ازجنجال بود

جنگ رویاروی من باتونابرابر بودوسخت/چشم من در اوج عشق وچشم توبی حال بود

یک نفربادلهره پرسیده بود آیافقط/مهربانیهای تو باماهمین امسال بود

تومقصرنیستی من مطمئنم نازنین/کودک احساس توکوروکبودو لال بود

من تماس آخرم راهم گرفتم با دلت/حیف اما گوشی احساس تواشغال بود


سپیده


جمعه 11 بهمن 1387

شقایق

   نوشته شده توسط: حمیدرضا زندی    

شقایق گفت با خنده : نه بیمارم، نه تبدارم اگر سرخم چنان آتش حدیث دیگری دارم گلی بودم به صحرایی نه با این رنگ و زیبایی نبودم آن زمان هرگز نشان عشق و شیدایی یکی از روزهایی که زمین تبدار و سوزان بود و صحرا در عطش می سوخت تمام غنچه ها تشنه ومن بی تاب و خشکیده تنم در آتشی می سوخت ز ره آمد یکی خسته به پایش خار بنشسته و عشق از چهره اش پیدای پیدا بود ز آنچه زیر لب می گفت شنیدم سخت شیدا بود نمی دانم چه بیماری به جان دلبرش افتاده بود- اما- طبیبان گفته بودندش اگر یک شاخه گل آرد ازآن نوعی که من بودم بگیرند ریشه اش را و بسوزانند شود مرهم برای دلبرش آندم شفا یابد چنانچه با خودش می گفت بسی کوه و بیابان را بسی صحرای سوزان را به دنبال گلش بوده و یک دم هم نیاسوده که افتاد چشم او ناگه به روی من بدون لحظه ای تردید شتابان شد به سوی من به آسانی مرا با ریشه از خاکم جداکرد و به ره افتاد و او می رفت و من در دست او بودم و او هرلحظه سر را رو به بالاها تشکر از خدا می کرد پس از چندی هوا چون کوره آتش زمین می سوخت و دیگر داشت در دستش تمام ریشه ام می سوخت به لب هایی که تاول داشت گفت:اما چه باید کرد؟ در این صحرا که آبی نیست به جانم هیچ تابی نیست اگر گل ریشه اش سوزد که وای بر من برای دلبرم هرگز دوایی نیست واز این گل که جایی نیست ؛ خودش هم تشنه بود اما!! نمی فهمید حالش را چنان می رفت و من در دست او بودم وحالا من تمام هست او بودم دلم می سوخت اما راه پایان کو ؟ نه حتی آب، نسیمی در بیابان کو ؟ و دیگر داشت در دستش تمام جان من می سوخت که ناگه روی زانوهای خود خم شد دگر از صبر اوکم شد دلش لبریز ماتم شد کمی اندیشه کرد- آنگه - مرا در گوشه ای از آن بیابان کاشت نشست و سینه را با سنگ خارایی زهم بشکافت زهم بشکافت اما ! آه صدای قلب او گویی جهان را زیرو رو می کرد زمین و آسمان را پشت و رو می کرد و هر چیزی که هرجا بود با غم رو به رو می کرد نمی دانم چه می گویم ؟ به جای آب، خونش را به من می داد و بر لب های او فریاد بمان ای گل که تو تاج سرم هستی دوای دلبرم هستی بمان ای گل ومن ماندم نشان عشق و شیدایی و با این رنگ و زیبایی و نام من شقایق شد گل همیشه عاشق شد.


نویسنده : مصطفی


جمعه 22 آذر 1387

یک داستان کوتاه

   نوشته شده توسط: حمیدرضا زندی    

   چپ دست‌ها آیا نمی توان یك خودنویس یا یك كلید بزرگ و برجسته را هم همین طور نگه داشت و خاله ی ترسوی خود را كه دستكش چرمی مصنوعی و سیاه رنگی به دست دارد، وادار به جیغ زدن نمود؟
 من هرگز نباید این فكر را به خود راه بدهم كه هفت تیر اریش خطا نشانه گیری می كند و یا یك اسباب بازی بی خطر است. از طرفی می دانم كه اریش هم ثانیه ای در خطرناك بودن اسلحه ی من شك نمی كند. 

     اریش مرا زیر نظر دارد. من هم چشم از او برنمی دارم. هر دوی ما اسلحه به دست داریم و مسلم است كه ماشه را خواهیم چکاند و یكدیگر را زخمی خواهیم كرد. اسلحه های ما پُرند. ما هفت تیرهایی را به طرف هم گرفته ایم كه طی تمرین هایی طولانی آنها را آزمایش کرده و بلافاصله پس از تمرین به دقت تمیزشان كرده ایم. فلز سرد اسلحه كم كم گرم می شود. چنین ماسماسكی از درازا بی خطر به نظر می رسد. آیا نمی توان یك خودنویس یا یك كلید بزرگ و برجسته را هم همین طور نگه داشت و خاله ی ترسوی خود را كه دستكش چرمی مصنوعی و سیاه رنگی به دست دارد، وادار به جیغ زدن نمود؟ من هرگز نباید این فكر را به خود راه بدهم كه هفت تیر اریش خطا نشانه گیری می كند و یا یك اسباب بازی بی خطر است. از طرفی می دانم كه اریش هم ثانیه ای در خطرناك بودن اسلحه ی من شك نمی كند. بعلاوه ما حدود نیم ساعت پیش اسلحه هایمان را بازکرده، تمیزشان كرده ایم، و مجددا آنها را بسته ایم، فشنگ گذاری كرده ایم و ضامن ها را هم كشیده ایم. ما اهل خیالبافی نیستیم و حتا اقامتگاه كوچك آخر هفته ی اریش را هم به عنوان محل انجام دوئل اجتناب ناپذیر خود مشخص كرده ایم. از آنجا كه از ایستگاه راه آهن تا آن خانه ی یك طبقه، بیشتر از یك ساعت راه است و با این حساب واقعا دورافتاده محسوب می شود، می توانیم بپذیریم كه به معنای واقعی كلمه هیچ مزاحمی صدای شلیك گلوله را نخواهد شنید. ما اتاق نشیمن را از اثاثیه تخلیه كرده و تابلوها را كه اغلب صحنه های شكار و صید حیوانات وحشی را نشان می داد، از دیوارها برداشته ایم. گلوله ها اصلا نباید به صندلی ها، كمدهای براق و تابلوهای نقاشی كه قاب های گرانقیمتی دارند، اصابت كند. ما نمی­خواهیم تیری به آینه بخورد یا سرامیك ها آسیب ببینند. ما فقط قصد جان هم­دیگر را كرده­ایم. هر دوی ما چپ دستیم و همدیگر را از انجمن چپ دست ها می شناسیم. می دانید كه ما چپ دست های این شهر مانند همه ی كسانی كه دردی مشترك آنها را رنج می دهد، انجمنی تاسیس كرده ایم و مرتبا همدیگر را ملاقات می کنیم و می کوشیم دست راست خود را كه متاسفانه در كارها بسیار ناشی است، تمرین بدهیم. مدتی یك راست دست خوش قلب ما را آموزش می داد. متاسفانه او دیگر نمی آید. آقایان هیئت رئیسه از روش های آموزشی او انتقاد می كردند و معتقد بودند، اعضای انجمن باید با نیروی خود تغییر عادت بدهند. به این ترتیب ما با هم و بدون هیچ اجباری،‌ فقط به بازی های دسته جمعی ابداعی و انجام كارهایی می پردازیم که مهارت را بالا می برند مثل: سوزن نخ كردن، آب ریختن، و باز و بسته كردن در با دست راست. یكی از اصول اساسی ما این است: «تا زمانی كه دست راست مثل دست چپ نشود، آرام نمی گیریم.» این جمله هر چقدر هم كه زیبا و دهن پركن باشد، بی معناترین حرفهاست. با این روش، ما هرگز به نتیجه دست نخواهیم یافت. جناح افراطی انجمن ما از مدت ها قبل خواسته بود كه این جمله بطور كامل حذف و به جای آن نوشته شود: «ما به دست چپمان افتخار می كنیم و از آنچه با آن متولد شده ایم، شرمگین نیستیم.» مسلما این شعار هم درست نیست و تنها جذابیت آن و نیز بلند طبعی مان به ما اجازه داد چنین حرف هایی را انتخاب كنیم. اریش و من كه هر دو جزو جناح افراطی محسوب می شویم بخوبی می دانیم سرخوردگی تا چه حد در ما ریشه دوانده است. خانه، مدرسه و بعدها خدمت سربازی هم به ما كمك نكرد تا یاد بگیریم این نقص جزئی را ـ جزئی در مقایسه با سایر ناهنجاری های رایج ـ با بردباری تحمل كنیم. باعث و بانی این احساس سرخوردگی هم آن طرز کودکانه ای است که اطرافیان دست آدم را می گیرند؛ خاله ها و عمه ها، دایی ها و عموها، دوستان مادر و همكاران پدر، این ها همان جمع خانوادگی غیرقابل تحمل و وحشتناكی هستند كه افق آینده ی یك كودك را تاریك می كنند. باید دستمان را به همه ی این افراد می دادیم. آنها می گفتند:«نه. با آن دست بدقواره نه! با دست واقعی ات دست بده، با دست راست!!» وقتی شانزده ساله بودم، برای اولین بار به یك دختر دست زدم. او با ناامیدی دستم را پس زد و گفت:«اه! تو كه چپ دستی!» چنین خاطراتی در ذهن می مانند. با وجود این، وقتی بخواهیم، آن جمله را ـ كه من و اریش آن را ساختیم- در كتاب خود بنویسیم، باید عنوان «هدفی دست نیافتنی» را برای آن در نظر گرفت. حالا اریش لب هایش را روی هم فشار می دهد و پلك هایش را كمی می بندد. من هم همین كار را می كنم. گونه هایمان كمی می پرد. پیشانی هایمان را درهم می كشیم و نوك بینی هایمان كشیده می شود. حالا اریش شبیه هنرپیشه ای شده است كه حركاتش پس از دیدن صحنه های پرماجرای بسیار، برایم آشناست. آیا می توانم بپذیرم كه این شباهت های مخرب مرا هم مانند قهرمانان خشن سینما می كند؟ ممكن است خشن به نظر برسیم و من خوشحالم كه هیچكس در این حالت متوجه ما نیست. آیا او، یعنی همان شاهد ناخوانده، نخواهد پذیرفت كه دو مرد جوان با طبیعتی رومانتیك با هم دوئل می كنند؟ ممكن است فكر كند آنها هر دو از یك قماش اند یا یكی از كارهای زشت دیگری تقلید كرده است. این یك دعوای بی قید و شرط خانوادگی است كه نسل ها به طول انجامیده است. فقط دو دشمن این طور به هم نگاه می كنند. لب های نازك و رنگ پریده و بینی های چروكیده از خشم ما را، كه مبتلا به جنون مرگ اند، نگاه كنید و زمزمه ی نفرت را در آنها ببیند! ما دو دوستیم. اریش مدیر بخشی از یك فروشگاه است و من شغل پردرآمد ساخت قطعات ظریف فنی را انتخاب كرده ام. با این كه شغلمان با هم تفاوت بسیار دارد، علائق مشترك فراوانی داریم كه لازمه ی تداوم بخشیدن به یك دوستی هستند. اریش بیشتر از من عضو انجمن بوده است. به خوبی روزی را به یاد می آورم كه لباسی كاملا رسمی تنم بود و با كمرویی به مجمع آنها وارد شدم. اریش از روبرو به سمتم آمد و مرا كه نامطمئن بودم از طریق راهرو راهنمایی كرد، در عین حال با زیركی و بدون كنجكاوی های بی مورد به من نگاه كرد و گفت:« مسلما می خواهید عضو گروه ما بشوید. هیچ نترسید! ما برای كمك به هم اینجا هستیم.» من بلافاصله گفتم:« می خواهم عضو یك طرفی ها بشوم!» ما رسما خودمان را این گونه می نامیم. به نظرم می آید، این نامگذاری هم مثل بیشتر مقررات آن طور كه باید مناسب نیست. این عنوان چندان واضح بیان نمی كند كه چه چیز اعضای انجمن را به هم پیوند می دهد و قوی تر می كند. یقینا بهتر بود نامی كوتاه مثل چپ ها یا كمی خوش آهنگ تر مانند برادران چپ دست را برای خودمان انتخاب می كردیم. شاید بتوانید حدس بزنید چرا مجبور شدیم، از معرفی خودمان تحت این عناوین صرف نظر كنیم. هیچ چیز نادرست تر و علاوه بر این آزار دهنده تر از این نبود كه خود را با آن نوع آدم های قابل ترحمی مقایسه كنیم كه طبیعت تنها ارزش انسانی آنها را برای ارج نهادن به عشق از آنها سلب كرده است. كاملا برعكس ما جمع متنوعی هستیم و می توانم بگویم كه زنان مجمع ما از نظر زیبایی، جذابیت و خوشرفتاری قادرند با بعضی از زنان راست دست رقابت كنند. بله، اگر با دقت مقایسه كنیم، از بین آنها مجموعه ای از ستارگان بدست می آید كه كشیشی را كه از سكوی وعظ برای مخاطبان خود طلب آمرزش می كند، وامی دارد با دیدن آنها خطاب به جمع فریاد بزند:«آه! كاش همه ی شما چپ دست بودید!» این عنوان برای انجمن ناخوشایند است. حتا اولین رئیس ما كه فردی بود با طرز فكر مردسالار و متاسفانه از كارمندان رده بالای شهرداری و ثبت اسناد هم بود، گاه و بیگاه به این نكته اذعان می كرد كه ما با چنین روندی موافق نیستیم و دست چپمان را هم لازم داریم. به علاوه نه یك طرفه هستیم و نه یك طرفه فكر، احساس و عمل می كنیم. مسلما دغدغه های سیاسی نیز باعث شد، پیشنهادهای بهتری مطرح كنیم و خود را با عنوانی كه هرگز نباید آن را برمی گزیدیم، بنامیم. پس از آن كه اعضای میانه رو پارلمان به یكی از جناحین متمایل شدند و صندلی های خانگی آنها طوری قرار گرفت كه ترتیب قرار گرفتن شان وضعیت سیاسی سرزمین آبا و اجدادی ما را مشخص می كرد؛ باب شد كه هر نوشته یا سخنرانی ای را كه كلمه ی چپ بیشتر از یكبار در آن تكرار شده باشد متهم به رادیكالیسم مخاطره آمیز كنند. حالا همه دوست دارند اینجا آرامش حاكم باشد. اگر در شهر ما یك انجمن بدون گرایش سیاسی و به منظور همیاری و همزیستی وجود داشته باشد، آن انجمن ماست. در اینجا ، برای جلوگیری از هرگونه سوظن در مورد مسائل جنسی، باید یادآوری كنم که من نامزدم را از بین گروه جوانان انجمن انتخاب كرده ام. قصد داریم، به محض این كه آپارتمانی برایمان خالی شود، ازدواج كنیم. بالاخره سایه ی تیره ی تاثیری كه اولین برخوردم با جنس مخالف بر روحیه ام انداخته بود؛ رفته رفته كمرنگ شد و من این را مدیون حمایت مونیكا هستم.
     عشق ما نه تنها با مشكلات متعارفی كه در بسیاری از كتاب ها توصیف شده، به پایان نرسید؛ بلكه سختی های جزیی زندگی مان هم برطرف و تا حدی به شادی تبدیل شد تا توانستیم به یك خوشبختی نسبی برسیم. پس از آن كه در آشفتگی محسوس اوایل رابطه مان سعی كردیم با دست راستمان خوب كار كنیم؛ متوجه شدیم كه قسمت دیگر بدنمان لمس است و با احتیاط همه چیز را لمس و نوازش می كنیم، یعنی همان طور كه خداوند ما را آفرید. بیشتر از این چیزی نمی گویم و امیدورام بی ملاحظگی نباشد، اگر اینجا اشاره كنم كه دست مهربان مونیكا همیشه به من نیرو می دهد تا در امور استقامت داشته باشم و به وعده هایم عمل كنم. در اینجا، متاسفانه، ضمن تأکید بر استعداد خود در ناشیگری، باید اعتراف كنم كه درست پس از اولین باری که با هم سینما رفتیم مجبور شدم به او قول بدهم، تا زمانی كه حلقه نامزدی را در انگشت سبابه ی دست راستمان نكرده ایم، او همچنان دختر خواهد ماند. به علاوه در شهرهای كاتولیك نشین جنوب، نشان طلایی ازدواج را به دست چپ می كنند، و در این میان در همین مناطق آفتابی نیز بیشتر قلب حاكم است تا عقل خشن. در این مورد، شاید برای اعتراض به رفتار دختران و نشان دادن این كه آنها هنگام به خطر افتادن منافعشان چه شیوه ی یك جانبه ای را برای استدلال بر می گزینند، بانوان جوان تر انجمن ما با كار خستگی ناپذیر شبانه این جمله را روی پرچم سبز انجمن مان دوختند:«قلب چپ هنوز می زند.» مونیكا و من قبلا درباره ی لحظه ی به دست كردن حلقه خیلی با هم بحث كرده ایم و همیشه به این نتیجه رسیده ایم: ما جرأت نمی كنیم در یك دنیای نامطمئن و پر از شر خود را نامزد معرفی كنیم، در حالی كه از مدت ها قبل زوج باشهامتی بوده ایم كه همه چیزشان را از ریز و درشت با هم تقسیم كرده اند. مونیكا اغلب به خاطر ماجرای حلقه گریه می كند. در روز نامزدی مان همان طور كه خوشحالی می كردیم، غباری از غم بر تمام هدایا، میزهای پر زرق و برق و سایر مراسم ویژه ی جشن نشسته بود. حالا اریش دوباره چهره ی خوب و عادی خود را نشان می دهد. من هم كوتاه می آیم، اما با این حال تا مدتی حالت اخم را در ماهیچه های صورتم حس می كنم. علاوه بر این، شقیقه هایم هنوز می پرند. نه! كاملا مشخص است كه این قیافه ها به ما نمی آمد. با نگاه هایی آرام تر و به تبع آن با شهامت بیشتری به هم خیره می شویم. نشانه می گیریم. هدف هر یك از ما دست راست دیگری است. مطمئنم كه اشتباه نخواهم كرد و در مورد اریش هم یقین دارم. ما مدت زیادی تمرین كرده ایم. تقریبا هر دقیقه از وقت آزادمان را به تمرین در گودالی شنی در حاشیه ی شهر گذرانده ایم تا در روزی مثل امروز كه باید خیلی چیزها مشخص شود، بازنده نباشیم. شاید از تعجب فریاد بزنید. این كار یك نوع سادیسم، یا نه یك خودزنی است. حرفم را باور كنید. تمام این استدلال ها برایم آشناست. ما همدیگر را به هیچ جنایتی محكوم نكرده ایم. به هیچ جنایتی. این اولین باری نیست كه ما در این اتاق خالی می ایستیم. چهار بار همدیگر را این طور مسلح دیده ایم و چهار بار وحشت زده از نیت خود، هفت تیرها را انداخته ایم. اما امروز شجاعت این كار را داریم. پیشامدهای اخیر در امور شخصی و نیز در دوران انجمن به ما حق می دهند كه این كار را انجام دهیم. حالا بالاخره پس از تردیدی طولانی و زیر سوال بردن خواسته ی جناح افراطی انجمن، دست به اسلحه می بریم. بسیار تاسف انگیز است. ما دیگر نمی توانیم همكاری كنیم. وجدان ما حكم می كند كه از اصول رایج اعضای انجمن فاصله بگیریم. آیا در این موضوع جناح گرایی بوجود آمده است یا خیالبافان و خیالپردازان جای صفوف عقلا را گرفته اند؟ یك دسته رویای خود را در سمت راست می بینند و دسته ی دیگر جناح چپ را معبود خود قرار داده اند. چیزی كه هرگز نمی توانستم باور كنم این بود كه شعارهای سیاسی را محفل به محفل فریاد بزنند. سنت نفرت آور و دست چپی كوبیدن میخ همراه با سوگند خوردن آنچنان مرسوم است كه بعضی از نشست های هیئت رئیسه به مجالس عیش و نوشی شبیه است كه در آن باید با پایکوبی دیوانه وار و شدید به وجد و سرور رسید. اگر هم كسی این را با صدای بلند به زبان نیاورد و كسانی را كه آشكارا گرفتار گناه شده اند، بدون معطلی تا مدت ها از خود دور كند، نمی توان انكار كرد كه همان عشق بیهوده و به نظر من كاملا نامفهوم بین همجنس ها نیز در میان ما طرفدار پیدا كرده است. حالا بدترین چیز ممكن را بگویم: رابطه ی من و مونیكا هم تحت تاثیر این جو قرار گرفت. او اغلب اوقات را كنار یكی از دوستانش كه دختری متزلزل و دمدمی مزاج بود، می گذراند. او اغلب اوقات مرا در ماجرای حلقه ی ازدواج به سهل انگاری و بی جربزگی متهم می كند و زیاده روی است اگر باور كنم كه هنوز همان اعتماد سابق میان ما وجود دارد و او همان مونیكایی ست كه من قبلا بیشتر در آغوشش می گرفتم. حالا اریش و من سعی می كنیم به یك اندازه نفس بكشیم. هر چه بیشتر با هم هماهنگی داشته باشیم، بیشتر مطمئن می شویم كه كارمان ناشی از احساسات مثبت است. باور نكنید كه این یکی گفته ی كتاب مقدس است كه به انسان پند می دهد خشم خود را فروخورد. این بیشتر آرزویی شدید و دائمی برای رسیدن به صراحت است و، به بیان صریح تر، برای دانستن این كه در اطرافم چه می گذرد. آیا این سرنوشتی تغییرناپذیر است یا در دستان ما قرار دارد و قادریم در آن دخالت كنیم و به زندگی خود مسیری عادی بدهیم؟ ممنوعیت های بچگانه و حقه هایی از این دست دیگر بس است! ما می خواهیم از طریق انتخابات آزاد به اهداف خود برسیم و دیگر مجددا به خاطر هیچ چیز خاصی جدا از عموم آغاز به كار نكنیم و در كارها دستی داشته باشیم. حالا نفس هایمان با هم هماهنگ است. بدون این كه علامتی بدهیم همزمان شلیك كردیم. اریش به هدف زد، من هم او را بی نصیب نگذاشتم. همان طور كه پیش بینی می شد، هر یك از ما چنان محكم ماهیچه ی دستان خود را می كشد كه هفت تیرها به خاطر نداشتن نیروی كافی برای نگه داشتن آنها، از دست مان روی زمین می افتند و به این ترتیب هر شلیك دیگری اضافی است. ما می خندیم و آزمایش بزرگ خود را با پیچیدن پانسمان زخم آغاز می كنیم. اما ناشیانه، زیرا تنها از دست راستمان استفاده می كنیم.

نویسنده : گونتر گراس
ترجمه : فرهاد سلمانیان


سه شنبه 19 آذر 1387

سازمان جهانی چپ دستها

   نوشته شده توسط: حمیدرضا زندی    

استفاده‌از دست چپ برای انجام‌كارهای‌اصلی كه به‌اصطلاح به‌آن چپ دستی می‌گویند و مشكلات چپ دستها سبب شد كه در سال ‪ ۱۹۷۶‬سازمان جهانی چپ دستان شكل گیرد و روز ‪ ۱۳‬آگوست برابر با ‪ ۲۲‬مرداد را روز جهانی چپ‌دست‌ها اعلام كند.

چپ دستها و مشكلات آنها

در سی سال گذشته از این روز برای بالابردن سطح آگاهی عموم نسبت به موضوع چپ‌دستی در جهان استفاده شده است و در جهانی كه راست دست‌ها در آن اكثریت چشمگیری دارند، چپ دست‌ها برای حفظ انجمن خود باشگاه‌ها و فروشگاه‌ها و حتی سایت‌های خاص را در اینترنت راه اندازی كردند.

از جمله نشانه‌های چپ‌دستی یا راست دستی را می‌توان بلند كردن دست در كلاس، پرتاب كردن‌توپ، مسواك زدن، شانه كردن، چكش زدن، آب دادن پای‌گیاه و دوختن نام برد.

"لیلا فرهاد زاده" كه‌خود یك چپ دست است ، درباره مشكلات چپ دستان می‌گوید:
در روبوسی‌كردن انتخاب گونه اول برای بوسیدن بین چپ دست‌ها و راست‌دست‌ها فرق دارد و همین امر سبب تصادم بینی‌ها می‌شود.

وی افزود : در مهمانی‌ها هم برخی چپ دست‌ها كارد وچنگال را به‌ترتیب دیگری در دست می‌گیرند كه این باعث اذیت بغل دستی می‌شود ، بنابراین باید یك چپ دست هنگام‌نوشتن و غذاخوردن اطرافش خلوت باشدو بعضا نیز اشتباها از لیوان پهلو دستیشان نوشیدنی می‌خورند.

"محمد رضا سیف‌الدین "كه دانشجوی رشته معماری است نیز می‌گوید : تمام امكانات لازم برای‌این رشته تحصیلی بر اساس و الگوی راست دستی تهیه شده‌است، كه این موضوع در دوربین‌های عكسبرداری هم دیده می‌شود.

وی‌افزود : تهیه امكانات و تجهیزات مخصوص چپ دستان درمقایسه باراست دستان بسیار گران و نایاب است كه این تبعیض بسیار سنگینی است .

وی اظهار داشت :به دلیل اینكه تعداد چپ دستها در مراكز دانشگاهی‌كم‌است، مسئولان توجهی به تهیه امكانات برای آنها نمی‌كنند.

وی عنوان كرد : چپ دستان نیز نمی‌توانند به دلیل نبود قیچی مخصوص چپ دستان از قیچی معمولی برای موارد مورد نیاز استفاده كنند.

بگفته دكتر " مجتبی فاضل " نحوه استفاده ازاستریل اطاق‌های عمل و گرفتن برخی از تجهیزات پزشكی با الگوی راست دستی تهیه شده است و برای چپ دستها در ابتدا سخت است.

این پزشك چپ دست بااشاره به اینكه چپ دستها در مدارس بخصوص در كنكور به دلیل نبودن صندلی مخصوص دست چپ همیشه با خود و همكلاسی‌هایشان دچارمشكل می- شوند ، گفت :نبودمیز تحریر و كارویامیزمطب مخصوص هم به نوعی دیگر مشكل- ساز شده است.

وی با بیان این كه تقلب از روی دست چپ دستها بسیار آسان است عنوان كرد:
در بین برخی از فرهنگ‌ها نیز دست دادن دست چپی‌ها و خوردن غذا با دست چپ را نوعی بی‌احترامی می‌دانند.

دكتر "رسول عابدی" عضو هیات علمی دانشگاه اصفهان در این‌باره گفت : در قدیم چپ دستی را عیب و علت می‌دانستند، زمانی یك مرد ژاپنی حق داشت زن چپ دستش را طلاق بدهد، اسكیموها فكر می‌كردند كه چپ دست‌ها جادوگرند، در زبان لاتینی چپ را ‪ sinister‬می‌گویند كه به معنی شوم و نحس و بد یمن است.

وی‌افزود : در زبان فرانسوی برای دو واژه چپ و ناشی یك كلمه ‪ gauche‬بكار می‌رود و در زبان آلمانی كلمه ‪ linkisch‬به معنی چپ‌دست و آدم ناجور است و در همین فارسی خودمان هنوز بسیاری از مردم راست را درست می‌پندارند و چپ را بد و نادرست می‌دانند و اصطلاحاتی مانند چشم چپ بودن، خواب زن چپ بودن، با كسی چپ افتادن و ... نمونه‌هایی از این طرز تلقی است.

وی گفت : وسایل مختلف از وسائل آشپزخانه و قیچی وقلم خودنویس گرفته تا صفحه اعداد روی ‪ keyboard‬بر اساس الگوی راست دستی تهیه و طراحی شده است.

دكتر "ماشا ا...كیانرسی" متخصص اعصاب نیز در این‌باره گفت : چپ دستی زمینه ارثی دارد و تا حد زیادی ناشی از فعالیت بیشتر سمت راست مغز است و در یك بررسی، مشاهده گردید كه حدود ‪ ۵‬تا ‪ ۸‬درصد از جنین‌ها در رحم مادر، طرف چپشان را بیشتر حركت می‌دادند.

وی افزود: در خانواده‌هایی كه‌حتی یك والد(بخصوص مادر) چپ‌دست است، احتمال بروز چپ دستی بیشتر است.

وی افزود : محققان مغزرا به دونیم كره تقسیم كردند، كه این دو از چندین نقطه به هم اتصال و وابستگی پیچیده‌ای دارند و اطلاعات در حال عبور از این نواحی هستند.

وی گفت : نیم كره راست مغز مركز پردازش چیزهای بصری و دیداری ، فضایی، حس و ادراك مستقیم، موزیك ، هنر ، قوه نبوغ است ، در حالی كه‌نیم كره سمت چپ مركز پردازش و كنترل زبان ، استدلال و برهان و كلام و سخنگویی است.

وی تصریح كرد : هریك از این‌دو نیم كره قسمت مخالف بدن را كنترل می‌كنند ، یعنی نیم كره راست دست چپ و نیم كره چپ دست راست را كنترل می‌كند ، كه این مسئله باعث تقویت قسمت‌های كنترل شده از هر دو نیم كره می‌شود.

كیانرسی افزود : با این حال، چپ‌دستی به طور كامل ارثی یا ژنتیكی نیست، بلكه‌عوامل محیطی رشد و نمو و حتی شرائط اجتماعی و فرهنگی نیز در آن دخالت دارد.

وی گفت : كسانی كه با دست راست كار می‌كنند معلوم نیست كه از بدو تولد راست‌دست بوده‌اند یابعدا و به اقتضای شرائط و عوامل محیطی راست‌دست شده‌اند.

وی اظهار داشت : تشخیص چپ‌دستی و راست‌دستی در افراد و این كه كسی واقعا چپ‌دست یاراست دست است چندان آسان نیست ونمی‌توان این دوگروه را با اطمینان از هم جدا نمود و به همین دلیل برآورد نسبت این دو گروه در جامعه مشكل است.

وی با اشاره به این كه گفته می‌شود حدود ‪ ۱۰‬تا ‪ ۱۵‬درصد از مردم چپ دست هستند،افزود: درصد بسیار كوچكی هم‌هستند كه چپ و راست برایشان‌فرقی نمی‌كند.

وی تصریح كرد: امروزه در جوامع متمدن پذیرفته‌اند كه چپ دستی مطلقا عیب نیست و نباید كودك را مجبور كرد تا با دست راست بنویسد.

نكته قابلت توجه این است كه تنی‌چند از هنرمندان طراز اول جهان كه دستی معجزه‌گر داشته‌اند، از جمله" میكل آنژ"، " لئونارد داوینچی"،" رامبران" و "پیكاسو" چپ‌دست بوده‌اند.

"باخ"،" بتهوون"،" انیشتن"،" اسحاق نیوتن" ،" مونتسكیو"، "ابن خلدون" ، "جبران خلیل جبران" ،" شكسپیر" ،" چارلی چاپلین" و "فرد آستر" و بسیاری دیگر نیز در زمره چپ دستها یاد شده‌اند.

می‌گویند چپ‌دست‌ها با هوش‌ترند ولی هنوز شواهد علمی‌كافی برای‌آن وجود ندارد و گفته می‌شود بسیاری از مدیران شركتهای رایانه‌ای از جمله ‪ Bill Gates‬آقای كامپیوتر هم چپ دست است.

  نویسنده : حمید عزیز
 


پنجشنبه 14 آذر 1387

عکس

   نوشته شده توسط: حمیدرضا زندی    

                                                           

      ویتو                                         


سه شنبه 12 آذر 1387

یک قطعه شعر

   نوشته شده توسط: حمیدرضا زندی    

بگذار سر به سینه ی من تا بگویمت   اندوه چیست؟عشق کدامست؟غم کجاست؟

بگذار تا بگویمت این مرغ خسته جان  عمراست در هوای تو از آشیان جداست

دلتنگم آنچنان که اگر ببینمت به کام  خواهم که جاودانه بنالم به دامنت

شایدکه جاودانه بمانی کنار من        ای نازنین که هیچ وفا نیست با منت

توآسمان آبی وآرام وروشنی        من چون کبوتری که پرم در هوای تو

بیمارخنده های توام بیشتر بخند  خورشید آرزوی منی گرمتربتاب


نویسنده : سپیده


سه شنبه 12 آذر 1387

خلقت زن

   نوشته شده توسط: حمیدرضا زندی    

از هنگامی که خداوند مشغول خلق کردن زن بود، شش روز می گذشت.
فرشته ای ظاهر شد و عرض کرد : « چرا این همه وقت صرف این یکی می فرمایید ؟ »
خداوند پاسخ داد : « دستور کار او را دیده ای ؟ »
او باید کاملا" قابل شستشو باشد، اما پلاستیکی نباشد.

باید دویست قطعه متحرک داشته باشد، که همگی قابل جایگزینی باشند.
باید بتواند با خوردن قهوه تلخ بدون شکر و غذای شب مانده کار کند.
باید دامنی داشته باشد که همزمان دو بچه را در خودش جا دهد و وقتی از جایش بلند شد ناپدید شود.

بوسه ای داشته باشد که بتواند همه دردها را، از زانوی خراشیده گرفته تا قلب شکسته، درمان کند.
و شش جفت دست داشته باشد.
فرشته از شنیدن این همه مبهوت شد.
گفت : « شش جفت دست ؟ امکان ندارد ؟ »
خداوند پاسخ داد : « فقط دست ها نیستند. مادرها باید سه جفت چشم هم داشته باشند.
تازه به این ترتیب، این می شود یک الگوی متعارف برای آنها. »

خداوند سری تکان داد و فرمود : بله.
یک جفت برای وقتی که از بچه هایش می پرسد که چه کار می کنید،
از پشت در بسته هم بتواند ببیندشان.
یک جفت باید پشت سرش داشته باشد که آنچه را لازم است بفهمد !!
و جفت سوم همین جا روی صورتش است که وقتی به بچه خطاکارش نگاه کند،
بتواند بدون کلام به او بگوید او را می فهمد و دوستش دارد.

فرشته سعی کرد جلوی خدا را بگیرد.
« این همه کار برای یک روز خیلی زیاد است. باشد فردا تمامش بفرمایید » .
خداوند فرمود : نمی شود !!
چیزی نمانده تا کار خلق این مخلوقی را که این همه به من نزدیک است، تمام کنم.
از این پس می تواند هنگام بیماری، خودش را درمان کند، یک خانواده را با یک قرص نان سیر کند
و یک بچه پنج سال را وادار کند دوش بگیرد.

فرشته نزدیک شد و به زن دست زد.
« اما ای خداوند، او را خیلی نرم آفریدی » .
« بله نرم است، اما او را سخت هم آفریده ام. تصورش را هم نمی توانی بکنی که تا چه حد می تواند تحمل کند
و زحمت بکشد . »
فرشته پرسید : « فکر هم می تواند بکند ؟ »
خداوند پاسخ داد : « نه تنها فکر می کند، بلکه قوه استدلال و مذاکره هم دارد . »

آن گاه فرشته متوجه چیزی شد و به گونه زن دست زد.
« ای وای، مثل اینکه این نمونه نشتی دارد. به شما گفتم که در این یکی زیادی مواد مصرف کرده اید. »
خداوند مخالفت کرد : « آن که نشتی نیست، اشک است. »
فرشته پرسید : « اشک دیگر چیست ؟ »
خداوند گفت : « اشک وسیله ای است برای ابراز شادی، اندوه، درد، نا امیدی، تنهایی، سوگ و غرورش. »
فرشته متاثر شد.
شما نابغه اید ای خداوند، شما فکر همه چیز را کرده اید، چون زن ها واقعا" حیرت انگیزند.
زن ها قدرتی دارند که مردان را متحیر می کنند.

همواره بچه ها را به دندان می کشند.
سختی ها را بهتر تحمل می کنند.
بار زندگی را به دوش می کشند،
ولی شادی، عشق و لذت به فضای خانه می پراکنند.
وقتی می خواهند جیغ بزنند، با لبخند می زنند.
وقتی می خواهند گریه کنند، آواز می خوانند.
وقتی خوشحالند گریه می کنند.
و وقتی عصبانی اند می خندند.
برای آنچه باور دارند می جنگند.

در مقابل بی عدالتی می ایستند.
وقتی مطمئن اند راه حل دیگری وجود دارد، « نه » نمی پذیرند.
بدون کفش نو سر می کنند، که بچه هایشان کفش نو داشته باشند.
برای همراهی یک دوست مضطرب، با او به دکتر می روند.
بدون قید و شرط دوست می دارند.

وقتی بچه هایشان به موفقیتی دست پیدا می کنند گریه می کنند و و قتی دوستانشان پاداش می گیرند، می خندند.
در مرگ یک دوست، دل شان می شکند.
در از دست دادن یکی از اعضای خانواده اندوهگین می شوند،
با اینحال وقتی می بینند همه از پا افتاده اند، قوی، پابرجا می مانند.
آنها می رانند، می پرند، راه می روند، می دوند
که نشان تان بدهند چه قدر برای شان مهم هستید.

قلب زن است که جهان را به چرخش در می آورد.
زن ها در هر اندازه و رنگ و شکلی موجودند.
می دانند که بغل کردن و بوسیدن می تواند هر دل شکسته ای را التیام بخشد.
کار زن ها بیش از بچه به دنیا آوردن است،
آنها شادی و امید به ارمغان می آورند. آنها شفقت و فکر نو می بخشند.
زن ها چیزهای زیادی برای گفتن و برای بخشیدن دارند.
خداوند گفت : « این مخلوق عظیم فقط یك عیب دارد.. »
فرشته پرسید : « چه عیبی ؟ »
خداوند گفت : « قدر خودش را نمی داند. »

نویسنده : آمیتیس


جنسیت پری ها

گروه اینترنتی پرشین استار | www.Persian-Star.org


14awvwh.gif افراد مشهور متولد در فروردین ماه:

 فریدون جنیدی ( شاهنامه‌پژوه و نویسندهٔ ایرانی) ، بنی صدر (رییس جمهور پیشین ایران) ، زلمی خلیلزاد (نماینده دولت بوش در سازمان ملل با تبار افغانستانی) ، محمد علی فردین (بازیگر ایرانی) ، هایده (خواننده ایرانی) ، مجید مجیدی (کارگردان ایرانی) ، محمدعلی کشاورز (بازیگر ایرانی) ، خسرو شکیبایی (بازیگر ایرانی) ، ژاله علو (بازیگر ایرانی) ، چارلی چاپلین (هنرپیشه انگلیسی)، بیتا فرحی (هنرپیشه ایرانی) ، پوران درخشنده (کارگردان ایرانی) ، علیرضا افتخاری (خواننده ایرانی) ، شایا تجلی  (شاعر ایرانی) ، رخشان بنی‌اعتماد (کارگردان ایرانی) ، مارلون براندو (هنرپیشه آمریکایی)، یزدان ( شکافنده اتم )؛ بیسمارک (صدراعظم آلمان)، ژوزف پولیتزر (روزنامه نگار آمریکایی)، هنری جیمز (نویسنده آمریکایی)، ونسان ونگوک (نقاش هلندی)، نیکیتا خروشچوف (نخست وزیر سابق روسیه) و تنسی ویلیامز (نویسنده آمریکایی) ، مریلا زارعی ( هنرپیشه ایرانی ) محمد رضا گلزار (هنرپیشه ایرانی) ، خشایار اعتمادی (خواننده ایرانی)


14awvwh.gif افراد مشهور متولد در اردیبهشت ماه:
عمر خیام (ریاضیدان و اخترشناس ایرانی) ، دکتر محمّد معین (ادیب ایرانی) ، سیمین دانشور (شاعر ایرانی) ، قیصر امین‌پور (شاعر ایرانی) ، غلامحسین بنان (خواننده ایرانی) ، گوگوش (خواننده ایرانی) ، رهی معیری (شاعر ایرانی) ، فریماه فرجامی (بازیگر ایرانی) ، پرویز مشکاتیان (نوازنده ایرانی) ، اندی (خواننده ایرانی) ، آرش لباف (خواننده ایرانی) ، رضا عطاران (بازیگر ایرانی) ، بهنوش بختیاری (بازیگر ایرانی) ، آندره آغاسی (تنیسور امریکایی) ، همایون شجریان (خواننده ایرانی) ، آتوسا پور کاشیان (استاد بزرگ شطرنج) ، اونوره دوبالزاک (نویسنده فرانسوی)، ویلیام شکسپیر (نمایشنامه نویس انگلیسی)، برتراند راسل (فیلسوف و نویسنده انگلیسی)، ولادمیر ناباکف (نویسنده روس)، یوهان برامس (آهنگساز آلمانی)، سالوادور دالی (نقاش اسپانیایی)، هری ترومن (رئیس جمهور آمریکا)، روبسپیر (انقلابی فرانسوی)، کاترین کبیر (ملکه روسیه)، الیور کرامول (رهبرانقلابی انگلیس)، نانسی عجزم (خواننده لبنانی) ، ملکه الیزابت دوم (ملکه انگلیس)، هیتلر (دیکتاتور آلمانی)، زیگموند فروید (روانشناس اتریشی)، هنری فوندا (هنرپیشه آمریکایی)، گری کوپر (هنرپیشه آمریکایی) و ارسون ولز (کارگردان آمریکایی) ، سعید شهروز (خواننده ایرانی) ، پویا امینی (بازیگر ایرانی) ، جواد کاظمیان (فوتبالیست ایرانی) ، فریدون زندی (فوتبالیست ایرانی) .


14awvwh.gif افراد مشهور متولد در خرداد ماه:
 عزت الله انتظامی (بازیگر ایرانی) ، ابی (خواننده ایرانی) ، احمد ظاهر (مشهور متولد در ترین خواننده افغانستان) ، محسن مخملباف (کارگردان ایرانی) ، محمدرضا شریفی‌نیا (بازیگر ایرانی) ، امین حیایی (بازیگر ایرانی) ، سیاوش قمیشی (خواننده ایرانی) ، رضا کیانیان (بازیگر ایرانی) ، جواد رضویان (بازیگر ایرانی) ، هادی ساعی (قهرمان تکواندو المپیک از ایران) ، شیرین عبادی (وکیل دادگستری ایرانی) ، امامعلی حبیبی (قهرمان کشتی ایران) ، فرهاد مجیدی (فوتبالیست ایرانی) ، سعید نفیسی (نویسنده و شاعر ایرانی) ، عباس یمینی شریف (شاعر و ادیب ایرانی) ، جلیل شهناز (نوازنده ایرانی) ، محمد محیط طباطبایی (اندیشمند و روزنامه نگار ایرانی) ، احمدرضا عابدزاده (بازیگر و مربی فوتبال ایرانی) ، وحید طالبلو (فوتبالیست ایرانی) ، مژده شمسایی (بازیگر ایرانی) ، پرستو گلستانی (بازیگر ایرانی) ، کمند امیرسلیمانی (بازیگر ایرانی) ، مهناز افشار (بازیگر ایرانی) ، مژده شمسایی (بازیگر ایرانی) ، شهره لرستانی (بازیگر ایرانی) ، والت ویتمن (شاعر آمریکایی)، تامس هاردی (نویسنده انگلیسی)، فرنسواز ساگان (نویسنده فرانسویی)، یان فلمینگ (نویسنده انگلیسی)، پول گوگن (نقاش فرانسوی)، مریلین مونرو (هنرپیشه آمریکایی) ، جان.اف کندی (رئیس جمهور آمریکا).


14awvwh.gif افراد مشهور متولد در تیر ماه:
علی حسینی خامنه‏ای (رهبر فعلی ایران) ، علی‌اکبر ولایتی (وزیر خارجه پیشین ایران) ، ولادیمیر پوتین (رییس جمهور سابق روسیه) ، محمد داود خان (اولین رییس جمهور افغانستان) ، سیمین بهبهانی (شاعر ایرانی) ، صمد بهرنگی (نویسنده ایرانی) ، صادق چوبک (نویسنده ایرانی) ، داود رشیدی (بازیگر ایرانی) ، عباس کیارستمی (کارگردان ایرانی) ، سهراب شهید ثالث (کارگردان ایرانی) ، ثریا اسفندیاری بختیاری (همسر دوم محمدرضا شاه پهلوی) ، روح‌انگیز سامی‌نژاد (اولین هنر پیشه زن ایرانی) ، فاطمه گودرزی (بازیگر ایرانی) ، شادی پریدر (نخستین استاد بزرگ شطرنج بانوان ایران) ، بی نظیر بوتو (نخست وزیر پیشین پاکستان) ، محمود فکری (فوتبالیست ایرانی) ، عباس مرادی (دروازه بان بزرگ ایران)، مصطفی رحماندوست (شاعر ایرانی) ، نسرین مقانلو (بازیگر ایرانی) ، سحر ولد بیگی (بازیگر ایرانی) ، هدیه تهرانی (بازیگر ایرانی) ، رضا شفیعی جم (بازیگر ایرانی) ، گلشیفته فراهانی (بازیگر ایرانی) ، وحید هاشمیان (فوتبالیست ایرانی) ، نیوشا ضیغمی (بازیگر ایرانی) ، الناز شاکردوست (بازیگر ایرانی) ، ارنست همینگوی (نویسنده آمریکایی)، آن لیندبرگ (نویسنده آمریکایی)، ژان کوکتو (نویسنده فرانسوی)، هلن کلر (نویسنده آمریکایی)، مارک شاگال (نقاش روس)، رامبراند (نقاش هنلدی)، مارسل پروست (نویسنده فرانسوی)، اینگمار برگمن (نویسنده و کارگردان سوئدی)، لویی آرمسترانگ (نوازنده جاز آمریکایی)، راکفلر (سرمایه دار آمریکایی)، ژولیوس سزار (سردار روم)، جان گلن (فضانورد آمریکایی)، جینالو لوبریجیدا (هنرپیشه ایتالیایی) و هنری هشتم (پادشاه فرانسه).


14awvwh.gif افراد مشهور متولد در مرداد ماه:
 محمود دولت‌آبادی (نویسنده ایرانی) ، علی حاتمی (کارگردان ایرانی) ، انوشیروان روحانی (آهنگساز ایرانی) ، عارف عارف‌کیا (خواننده ایرانی) ، امید (خواننده ایرانی) ، شقایق فراهانی (بازیگر ایرانی) ، حسن جوهرچی (بازیگر ایرانی) ، داریوش فرضیایی"عمو پورنگ" (بازیگر ایرانی) ، منیرو روانی‌پور (نویسنده ایرانی) ، امین تارخ (بازیگر ایرانی) ، پوپک گلدره (بازیگر ایرانی) ، رضا صادقی (خواننده ایرانی) ، مهدی مهدوی کیا (فوتبالیست ایرانی) ، محمد خانی (استاد اینترنت)، داریوش ارجمند (بازیگر ایرانی) ، امین زندگانی (بازیگر ایرانی) ، آلدوس هاکسلی (نویسنده آمریکایی)، جورج والتر اسکات (نویسنده اسکاتلندی)، جان گالز ورثی (نویسنده آمریکایی)، جورج برنارد شاو (نویسنده انگلیسی)، دوروتی پارکر (نویسنده انگلیسی)، کارل گوستاو یونگ (روانشناس سوئیسی)، آلفرد هیچکاک (کارگردان انگلیسی)، موسیلینی (دیکتاتور ایتالیایی)، فیدل کاسترو (رهبر انقلابی کوبا)، ناپلئون بناپارت (پادشاه فرانسه) و لوسیل بال (کمدین آمریکایی).


14awvwh.gif افراد مشهور متولد در شهریور ماه:
روح‌الله مصطفوی موسوی خمینی (رهبر پیشین ایران) ، اکبر هاشمی رفسنجانی(رییس جمهور پیشین ایران) ، مرتضی آوینی (نویسنده و کارگردان مستند ایرانی) ، دمیتری مدودف (رییس جمهور روسیه) ، احمدشاه مسعود (فرمانده مبارزین افغانستان) ، تهمینه میلانی (کارگردان ایرانی) ، فریدون مشیری (شاعر ایرانی) ، غلامرضا تختی (ورزشکار ایرانی) ، عهدیه (خواننده ایرانی) ، قادر میزبانی (قهرمان دوچرخه سواری ایران) ، علیرضا دبیر (قهرمان کشتی ایران) ، مهدی شجاعی (نویسنده ایرانی) ، هوشنگ مرادی کرمانی (نویسنده ایرانی) ، کیومرث صابری فومنی (طنز نویس ) ، اکبرعبدی (بازیگر ایرانی) ، پارسا پیروز فر (بازیگر ایرانی) ، امین زندگانی (بازیگر ایرانی) ، نیکی کریمی (بازیگر ایرانی) ، حسام نواب صفوی (بازیگر ایرانی) ، مجید صالحی (بازیگر ایرانی) ، امیر تاجیک (بازیگر ایرانی) ، جواد نکونام (فوتبالیست ایرانی) ، حسین پناهی (بازیگر و شاعر ایرانی) ، شهلا ریاحی (بازیگر ایرانی) ، بنیامین بهادری (خواننده ایرانی) ، تئودور رایزر (نویسنده آمریکایی)، گوته (شاعر آلمانی)، دی.اچ لارنس (داستان نویس انگلیسی)، قوام نکرومه (سیاستمدار غنایی)، ملکه الیزابت اول (ملکه انگلستان)، جوزف کندی (سیاستمدار آمریکایی)، لیندون جانسون (رئیس جمهور آمریکا)، ویلیام هوارد تافت (رئیس جمهور آمریکا)، لئونارد برنشتاین (آهنگساز آمریکایی)، اینگرید برگمن (هنرپیشه سوئدی)، سوفیا لورن (هنرپیشه ایتالیایی)، الیاکازان (کارگردان آمریکایی)، هنری فورد (مدیرکارخانه ماشین سازی) و پیتر سلرز (هنرپیشه انگلیسی).


14awvwh.gif افراد مشهور متولد در مهر ماه:
 منوچهر آتشی (شاعر ایرانی) ، محمدرضا شَفیعی کَدکَنی (شاعر ایرانی) ، سهراب سپهری (شاعر ایرانی) ، محمد رضا شجریان (خواننده ایرانی) ، فرح دیبا (ملکه سابق ایران) ، محمد خاتمی (رییس جمهور پیشین ایران) ، علی پروین (بازیکن و مربی فوتبال ایرانی) ، فردریش نیچه (فیلسوف و نویسنده آلمانی) ، محمد ظاهرشاه (آخرین پادشاه افغانستان) ، بیل کلینتون (رییس جمهور پیشین آمریکا) ، سامویل خاچیکیان (کارگردان ایرانی) ، فریدون فرخزاد (مجری و خواننده ایرانی) ، ابراهیم گلستان (نویسنده و کارگردان ایرانی) ، علی مصفا (بازیگر ایرانی) ، مهتاب کرامتی (بازیگر ایرانی) ، کریس دیبرگ (خواننده ایرلندی) ، پوری بنایی (بازیگر ایرانی) ، الهام حمیدی (بازیگر ایرانی) ، جیمی کارتر (رییس جمهور پیشین آمریکا) ، باران کوثری (بازیگر ایرانی) ، عادل فردوسی پور ( مجری تلویزیون ایرانی) ، گلی ترقی (نویسنده ایرانی) ، تامس ولف (نویسنده آمریکایی)، اسکار وایلد (نمایشنامه نویس ایرلندی)، فردریش نیچه (فیلسوف آلمانی)، گراهام گرین (نویسنده انگلیسی)، ویلیام فاکتر (نویسنده آمریکایی)، یوجین اونیل (نمایشنامه نویس آمریکایی)، تی.سی الیوت (نویسنده انگلیسی)، آیزنهاور (رئیس جمهور آمریکا)، جورج.سی اسکات (هنرپیشه آمریکایی)، بریژیت باردو (هنرپیشه آمریکایی)، سر والتر رالی (شاعر انگلیسی)، جی.بی راین (روانشناس آمریکایی)، مهاتما گاندی (رهبر ملی هند)، لویی فیلیپ (پادشاه فرانسه)، فرانتس لیست (آهنگساز مجار)، مارچلو ماسترویانی (هنرپیشه ایتالیایی) و چارلتون هستون (هنرپیشه آمریکایی).


14awvwh.gif افراد مشهور متولد در آبان ماه:
محمد حسینی بهشتی (ریاست پیشین دیوانعالی ایران) ، علامه اقبال لاهوری (اندیشمند و شاعر هندی) ، نیما یوشیج (شاعر ایرانی) ، علی تجویدی (موسیقیدان ایرانی) ، آیدین آغداشلو (نقاش ایرانی) ، بانو دلکش (خواننده ایرانی) ، گلبدین حکمتیار (از جنگ سالاران افغانستان) ، فاطمه معتمد آریا (بازیگر ایرانی) ، آتنه فقیه نصیری (بازیگر ایرانی) ، مریم حیدر زاده (شاعر ایرانی) ، ویشکا آسایش (بازیگر ایرانی) ، علی کریمی (فوتبالیست ایرانی) ، شیلا خداداد (بازیگر ایرانی) ، ستار (خواننده ایرانی) ، مهستی (خواننده ایرانی) ، احسان خواجه‌امیری (خواننده ایرانی) ، امید تاجیک (بزرگترن تاجر ایرانی)، فرانسوا میتران (رییس جمهور پیشین فرانسه ) ، ماری کوری (دانشمند فرانسوی) ، سالک (میکروبیولوژیست آمریکایی)، پابلو پیکاسو (نقاش اسپانیایی)، جورج.سی الیوت (نویسنده انگلیسی)، ایندیرا گاندی (رهبرملی هند)، جواهر لعل نهرو (رهبرملی هند)، ماری آنتوانت (ملکه فرانسه)، مارتین لوتر (کشیش آلمانی بنیانگذار مذهب پروتستان)، رابرت کندی (سناتور آمریکایی)، چیانگ کای چک (رهبرچین)، تئودور روزولت (رئیس جمهور آمریکا)، شارل دوگل (ژنرال فرانسوی) و ریچارد برتون (هنرپیشه انگلیسی).


14awvwh.gif افراد مشهور متولد در آذر ماه:
 داریوش مهرجویی (کارگردان ایرانی) ، علی شریعتی (اندیشمند و متفکر ایرانی) ، جمشید مشایخی (بازیگر ایرانی) ، مهتاب نصیر پور (بازیگر ایرانی) ، داریوش فرهنگ (کارگردان و بازیگر ایرانی) ، محمدتقی بهار (شاعر و سیاستمدار ایرانی) ، جلال آل‌احمد (نویسنده ایرانی) ، لاله اسکندری (بازیگر ایرانی) ، بهاره رهنما (بازیگر ایرانی) ، امید زندگانی (بازیگر ایرانی) ، ویگن (خواننده ایرانی) ، ناصر حِجازی ( بازیکن و مربی فوتبال) ، بهاره رهنما (بازیگر ایرانی) ، علی صادقی (بازیگر ایرانی) ، کامران و هومن (خوانندگان ایرانی) ، مارک تواین (نویسنده آمریکایی)، بتهوون (آهنگساز آلمانی)، جان آزبرن (نویسنده انگلیسی)، وینستون چرچیل (نخست وزیر انگلیس)، والت دیسنی (تهیه کننده فیلم های کارتون آمریکایی)، فرانک سیناترا (هنرپیشه آمریکایی)، پاپ ژان پل سیزدهم (رهبر کاتولیک های جهان) و جان میلتون (شاعر انگلیسی).


14awvwh.gif افراد مشهور متولد در دی ماه:
 فردوسی (بزرگترین حماسه سرایی تاریخ) ، ارد بزرگ (اندیشمند و متفکر ایرانی) ، ایرج جنتی عطایی (شاعر ایرانی) ، جبران خلیل جبران (اندیشمند و شاعر لبنانی) ، فروغ فرخزاد (شاعر ایرانی) ، حامد کَرزی (رییس جمهور افغانستان) ، حسین الهی قمشه‌ای (سخنور و نویسنده ایرانی) ، احمد محمود (نویسنده ایرانی) ، معین (خواننده ایرانی) ، کتایون ریاحی (بازیگر ایرانی) ، کریستین امانپور (گزارشگر تلویزیونی در آمریکا از تبار ایرانی) ، ترانه علیدوستی (بازیگر ایرانی) ، فریبا کوثری (بازیگر ایرانی) ، ناصر عبداللهی (خواننده ایرانی) ، ماهایا پطروسیان (بازیگر ایرانی) ، حدیث فولادوند (بازیگر ایرانی) ، افسانه بایگان (بازیگر ایرانی) ، مریم زندی (عکاس ایرانی) ، رامبد جوان (بازیگر ایرانی) ، محمد رضا فروتن (بازیگر ایرانی) ، فرهاد مهراد (خواننده ایرانی) ، شهره صولتی (خواننده ایرانی) ، رضا رویگری (خواننده ایرانی) ، بهرام بیضایی (کارگردان ایرانی) ، رزیتا غفاری (بازیگر ایرانی) ، ژاندارک (زن انقلابی فرانسوی)، رودیارد کیپلینگ (نویسنده انگلیسی)، لویی پاستور (شیمیدان فرانسوی)، ادگار آلن پور (نویسنده آمریکایی)، کارل سند برگ (شاعر آمریکایی)، آلبرت شوایتزر (پزشک و فیلسوف فرانسوی)، یوهان کپلر (ستاره شناس آلمانی)، بنجامین فرانکلین (نویسنده و سیاستمدار آمریکایی)، مائوتسه تونگ (رهبر انقلابی چین)، هنری ظمیلر (نویسنده آمریکایی)، ایزاک نیوتن (دانشمند انگلیسی)، ریچارد نیکسون (رئیس جمهور سابق آمریکا)،مارتین لوترکینگ (رهبرسیاهان آمریکا)، اواگاردنر (هنرپیشه آمریکایی) و همفری بوگارت (هنرپیشه آمریکایی).


14awvwh.gif افراد مشهور متولد در بهمن ماه:
خسرو گلسرخی ( شاعر و مبارز ایرانی) ، داریوش اقبالی (خواننده ایرانی) ، صادق هدایت (نویسنده ایرانی) ، سیروس قایقران (فوتبالیست ایرانی) ، محمود فرشچیان (مینیاتوریست ایرانی) ، علی نصیریان (بازیگر ایرانی) ، علیرضا خمسه (بازیگر ایرانی) ، علیرضا عصار (خواننده ایرانی) ، شادمهر عقیلی (خواننده ایرانی) ، تورج نگهبان (ترانه سرای ایرانی) ، علیرضا عصار (خواننده ایرانی) ، افشین قطبی (مربی فوتبال ایرانی) ، احسان حدادی (پرتاب‌گر دیسک ایرانی)، شهاب حسینی (بازیگر ایرانی) ، سمیرا مخملباف (کارگردان ایرانی) ، رویا نونهالی (بازیگر ایرانی) ، دمیتری مندلیف (شیمیدان روس) ، شَهرنوش پارسی‌پور (نویسنده ایرانی) ، بزرگ علوی ( نویسنده ایرانی) ، ادیسون (مخترع آمریکایی)، گالیله (دانشمند ایتالیایی)، حسن اعرابی (پویا)، فرانسیس بیکن (فیلسوف انگلیسی)، چارلز داروین (طبیعیدان انگلیسی)، لنگستن هیوز (نویسنده آمریکایی)، سامرست موآم (نویسنده انگلیسی)، چارلز دیکنز (نویسنده انگلیسی)، پرلمان (نویسنده آمریکایی)، پل نیومن (هنرپیشه آمریکایی)، کیم نواک (هنرپیشه آمریکایی)، کلارک گیبل (هنرپیشه آمریکایی)، جیمز دین (هنرپیشه آمریکایی)، فرانکلین روزولت (رئیس جمهور سابق آمریکا)، آبراهام لینکلن و رونالد ریگان(روسای جمهور سابق آمریکا) ، ملک عبدالله دوم (پادشاه اردن) .


14awvwh.gif افراد مشهور متولد در اسفند ماه:
 رضا شاه (بنیانگذار دودمان پهلوی ایران) ، آیت‌الله محمود طالقانی (فعال سیاسی ایرانی) ، حمیرا (خواننده ایرانی) ، احمد خمینی (فرزند رهبر پیشین ایران) ، میخائیل گورباچف (آخرین رییس جمهور شوروی) ، پروین اعتصامی (شاعر ایرانی) ، پریسا (خواننده ایرانی) ، بیژن ترقی (ترانه سرای ایرانی) ، هوشنگ ابتهاج (شاعر ایرانی) ، مرجانه گلچین (بازیگر ایرانی) ، لیلا فروهر (خواننده ایرانی) ، عمران صلاحی (نویسنده ایرانی) ، میکل آنژ (نقاش ایتالیایی)، ریمسکی کرساکف (آهنگساز روسی)، فردریک شوپن (آهنگساز فرانسوی)، اوگوست رنوار (نقاش فرانسوی)، جان اشتاین بک (نویسنده آمریکایی)، ادوارد آلبی (نمایشنامه نویس آمریکایی)، الیزابت تیلور (هنرپیشه آمریکایی)، جورج واشنگتن (رئیس جمهور سابق آمریکا) ، ویکتور هوگو (نویسنده فرانسوی) ، ایرج نوذری (بازیگر ایرانی)

 

نویسنده : آمیتیس


شنبه 9 آذر 1387

تفاوت نیاز اقایون و خانومها

   نوشته شده توسط: حمیدرضا زندی    


برای خوشحال کردن یک زن...

یک مرد فقط نیاز دارد که این موارد باشد :


1. یک دوست

2. یک همدم

3. یک عاشق

4. یک برادر

5. یک پدر

6. یک استاد

7. یک سرآشپز

8. یک الکتریسین

9. یک نجار

10. یک لوله کش

11. یک مکانیک

12. یک متخصص چیدمان داخلی منزل

13. یک متخصص مد

14. یک متخصص علوم جنسی

15. یک متخصص بیماری های زنان

16. یک روانشناس

17. یک دافع آفات

18. یک روانپزشک

19. یک شفا دهنده

20. یک شنونده خوب

21.. یک سازمان دهنده

22. یک پدر خوب

23. خیلی تمیز

24. دلسوز

25. ورزشکار

26. گرم

27. مواظب

28. شجاع

29. باهوش

30. بانمک

31. خلاق

32. مهربان

33. قوی

34. فهمیده

35. بردبار

36. محتاط

37. بلند همت

38. با استعداد

39. پر جرأت

40. مصمم

41. صادق

42. قابل اعتماد

43. پر حرارت

بدون فراموش کردن :

44. تعریف کردن مرتب از او

45. عشق ورزیدن به خرید

46. درستکار بودن

47. بسیار پولدار بودن

48. تنش ایجاد نکردن برای او

49. نگاه نکردن به بقیه دختران

و در همان حال، شما باید :

50. توجه زیادی به او بکنید، و انتظار کمتری برای خود داشته باشید

51. زمان زیادی به او بدهید، مخصوصاً زمان برای خودش

52. اجازه رفتن به مکانهای زیادی را به او بدهید، هیچگاه نگران نباشید او کجا می رود.

بسیار مهم است :

53. هیچگاه فراموش نکنید :

* سالروز تولد
* سالروز ازدواج
* قرارهایی که او می گذارد



 

چگونه یک مرد را خوشحال کنیم :



فقط تنهاش بذارید!!! LaughingEvil or Very Mad



نویسنده : آمیتیس


شنبه 9 آذر 1387

عشق از نوع دیگر

   نوشته شده توسط: حمیدرضا زندی    

گفته شده است که عکس این دو پرنده در کشور اکراین گرفته شده است.  
میلیون ها نفر در کشور آمریکا و اروپا با دیدن این عکس ها گریه کرده اند.
 
عکاس این عکس ها آنها را به بالاترین قیمت ممکن به روزنامه های فرانسه
 
فروخته است و تمام نسخه های روزنامه در روز انتشار این عکس بطور کامل
 
فروخته شده است.

در تصویر اول پرنده ماده زخمی روی زمین افتاده و  منتظر جفتش می باشد

 

وبلاگ اخبارجالب

در تصویر دوم پرنده نر برای همسرش با عشق و دلسوزی غذا می آورد

وبلاگ اخبار جالب

در تصویر سوم پرنده نر مجددا برای همسرش غذا می آورد اما متوجه بی

حرکت بودن وی می شود لذا  شوکه شده و سعی می کند او را حرکت دهد

2hg7fx3.jpg

لحظه ای که  متوجه مرگ عشق خود می شود و شروع به جیغ زدن و

 گریه می کند

scdnxw.jpg

در کنار جنازه همسرش می ایستد و همچنان به شیون می پردازد

2qjxilu.jpg

در آخر مطمئن می شود که عشق به او باز نمی گردد لذا با غم و ناراحتی

کنار جنازه وی آرام می ایستد

وبلاگ اخبار جالب

 

 

 نویسنده : افرودیتا


شنبه 9 آذر 1387

چرا چپ دست یا راست دست میشویم؟

   نوشته شده توسط: حمیدرضا زندی    

دانشمندانى كه بر روى ارجحیت استفاده از دست در انسان مطالعه مى كنند معتقدند كه چپ دست شدن یا راست دست شدن در انسان تحت تاثیر عوامل بیولوژیك و احتمالاً ژنتیكى قرار دارد. طبق دو تئورى ژنتیك مورد قبول در خصوص ارجحیت استفاده از دست در انسان، انتخاب طبیعى تكاملى به نفع افرادى كار مى كند كه كنترل زبان و لهجه در آنها در نیمكره چپ مغزشان صورت مى گیرد. با توجه به اینكه نیمكره چپ مغز كنترل كننده حركات دست راست نیز هست _ و همچنین حركات مورد نیاز براى تولید زبان نوشتارى _ بنابراین مى توان گفت توسعه تكاملى به نفع ایجاد جمعیت هایى از انسان گام برداشته است كه از نظر ژنتیكى كنترل زبان ولهجه آنها توسط نیمكره چپ مغز و از نظر ارجحیت استفاده از دست، راست دست هستند. تقریباً ۸۵ درصد از مردم، راست دست هستند. این تئورى ها همچنین سعى دارند حضور كم تعداد افراد چپ دست و همچنین ادامه این روند را در جمعیت هاى انسان توجیه كنند (حدوداً ۱۵ درصد از مردم چپ دست هستند.)

طبق تئورى ژنتیك به كار گرفته شده براى توضیح ارجحیت استفاده از دست در انسان، دو آلل یا دو شكل بروز یك ژن واقع در جایگاه ژنتیكى یكسان، وجود دارند كه راست دست بودن یا چپ دست بودن در انسان را كنترل مى كنند. یكى از این آلل ها ژن D است (براى مهارت و مسئول راست دست شدن انسان است) و آلل دیگر ژن C است (براى شانس). ژن D در جمعیت انسان غالبیت بیشترى داشته و احتمالاً مى توان آن را به عنوان قسمتى از میراث ژنتیكى یك فرد در نظر گرفت. در واقع این ژن D است كه راست دست شدن را در تعداد زیادى از افراد به پیش مى برد. احتمال حضور ژن C در داخل ذخیره ژنى انسان بسیار كمتر است اما در شرایطى كه این ژن در ذخیره ژنى یك فرد ظاهر مى شود ارجحیت استفاده از دست در فرد صاحب ژن C به طور تصادفى مشخص مى شود. افراد صاحب ژن C، ۵۰ درصد شانس راست دست شدن و ۵۰ درصد نیز شانس چپ دست شدن را دارند.

تئورى هاى به كار گرفته شده در توضیح راست دست شدن یا چپ دست شدن انسان بسیار جالب هستند چرا كه این حقیقت را یادآورى مى كنند كه ارجحیت استفاده از دست در انسان هاى صاحب ژن C (غالب چپ دست بوده و تعدادى نیز راست دست مى شوند) مى تواند تحت تاثیر فشارهاى فرهنگى و اجتماعى محیط بیرون قرار داشته باشد. این تئورى ها همچنین قادرند دلیل وجود كودكان راست دستى كه پدر و مادرشان چپ دست هستند را توضیح دهند. در صورتى كه ذخیره ژنى خانواده داراى ژن C باشد ارجحیت استفاده از دست، تحت تاثیر شانس قرار داشته و در این میان فشارهاى وارده از طرف خانواده و همچنین دیگر عوامل محیطى، شانس استفاده از یك دست را در مقابل دست دیگر افزایش مى دهد.

طبق تئورى ژنتیكى مطرح شده در این خصوص، در رابطه با ارجحیت استفاده از دست، هر نوزاد یك آلل را از هر یك از والدین خود دریافت مى كند. در صورتى كه نوزاد از هر یك از والدین خود یك آلل D دریافت كند (dd) قطعاً راست دست خواهد شد. نوزادان با ژنوتیپ Dc نیز قطعاً راست دست خواهند بود. اما در مورد افراد داراى ژنوتیپ Cc باید گفت كه این افراد یا راست دست مى شوند یا چپ دست. این تركیب هاى ژنتیكى نهایتاً باعث مى شوند كه جمعیت انسان بیشتر به سمت راست دست شدن به پیش برود حال آنكه افراد چپ دست نیز در این جمعیت وجود داشته و خواهند داشت و هیچ گاه از جمعیت حذف نخواهند شد.


نویسنده : ویتو


چپ دستی هدیه ای از سوی خداوند

بدن انسان آنقدرها که فکر میکنیم متقارن نیست. عدم تقارن داخلی که واضح است، قلب در سمت چپ و کبد در سمت راست قرار دارد و تقریباً در هر ده هزار نفر این وضعیّت برعکس است. در ظاهر و از خارج نیز عدم تقارن وجود دارد که چندان محسوس نیست. به چهره دوستانتان خیره شوید، شکل این نیمه صورت با آن نیمه کمی فرق دارد. اگر تصویر یک نیم رخ را با کمک آیینه کامل کنیم و تصویر نیم رخ دیگر را نیز چنین کنیم، دو تصویر کامل با هم مشابه نخواهند بود. غالباً هر کس با یک طرف صورت بیشتر میخندد و به هنگام تبسم لب به یک سمت بیشتر حرکت میکند.

معمولا یک چشم ما بر چشم دیگرمان غالب است و این همان چشمی است  که با آن در دوربین یا میکرسکپ نگاه می‌کنیم. برای آزمایش، یک دستتان را به جلو دراز کنید. هر دو چشم را باز نگاه دارید و نوک انگشتتان را با نقطه‌ای در چند متری خودتان میزان کنید. حال یک چشم را ببندید و به آن نقطه نگاه کنید، بعد با چشم دیگر نگاه کنید. چشم غالب آن است که آن نقطه و سر انگشت را (مثل دو چشم) در یک امتداد ببیند. بعضی ها "چپ‌پا" هستند و با پای چپشان بهتر کار می‌کنند، با آن پا راه می‌افتند و بهتر لگد می‌زنند. در بازی فوتبال، فوتبال واقعی و ایرانی، مقابله با بازیکن چپ پا تفاوت می‌کند. در رقص‌های دسته‌جمعی هم گاهی پاها با هم نمی‌خوانند و رقص به هم می‌ریزد.

در زبان انگلیسی، چپ دست را left-hander و به عنوان صفت برای شخص left-handed personمی‌گویند و آن کسی است که یا از روی عادت یا برای آسانی از دست چپ بیشتر استفاده می‌کند. اصطلاح متداول دیگر برای چپ دست southpaw می‌باشد که از بازی baseball آمده است. از جمله نشانه‌های چپ‌دستی یا راست‌دستی می‌توان بلند کردن دست در کلاس، پرتاب کردن توپ، مسواک زدن، شانه کردن، چکش زدن، آب دادن پای گیاه و دوختن را نام بُرد. دست دادن با دست راست برای همه یکسان است و دلیل اولیه‌اش را چنین گفته‌اند که در هنگام ملاقات و رویارویی هیچیک از دو نفر کارد یا دشنه‌ای در دست (راست) نداشته باشد تا ضربه‌ای بزند. فقط چپ‌دست‌ها می‌توانستند با دست راست دست بدهند و با دست چپ ضربه مؤثر را وارد کنند و از این رو چپ دست را مترادف با شرور و ناجور می‌گفتند.

در قدیم چپ‌دستی را عیب و علّت می‌دانستند. زمانی یک مرد ژاپنی حق داشت زن چپدستش را طلاق بدهد. اسکیموها فکر می‌کردند که چپ دست‌ها جادوگرند. در زبان لاتینی چپ را sinister می‌گویند که به معنی شوم و نحس و بد یُمن است. در زبان فرانسوی برای دو واژه چپ و ناشی یک کلمه gauche بکار می‌رود و در زبان آلمانی کلمه linkisch به معنی چپ‌دست و آدم ناجور است. در همین فارسی خودمان هنوز بسیاری از مردم راست را درست می‌پندارند و چپ را بد و نادرست می‌دانند و اصطلاحاتی مانند چشم چپ بودن، خواب زن چپ بودن، با کسی چپ افتادن و ... نمونه هایی از این طرز تلقی است.

این که آیا چپ‌دستی یا راست‌دستی (handedness)یک صفت یا خصیصه ژنتیکی (ارثی) است یا نه موضوع تحقیقات بسیار بوده است. چپ دستی زمینه ارثی دارد و تا حد زیادی ناشی از فعالیّت بیشتر سمت راست مغز است. در یک بررسی، مشاهده گردید که حدود 5 تا 8 درصد از جنین‌ها در رحِم مادر، طرف چپشان را بیشتر حرکت می‌دادند. در خانواده‌هایی که حتی یک والد (بخصوص مادر) چپ‌دست است، احتمال بروز چپ‌دستی بیشتر است. این که در قرون وسطی طایفه Kerr در اسکاتلند سپر را در دست راست می گرفتند و با دست چپ شمشیر می‌زدند (و البته احتمال زخم خوردن به قلبشان بیشتر بود)، می‌تواند تأییدی بر روند به اصطلاح "خونی بودن" خصیصه چپ‌دستی باشد. این طایفه راه‌پلّه‌های قلعه‌هاشان را هم بر خلاف جهت عقربه‌های ساعت ساخته بودند تا شمشیر زنی با دست چپ و سرنگونی دشمن برایشان سهل‌تر باشد.

 

با این حال، چپ‌دستی به طور کامل ارثی یا ژنتیکی نیست، بلکه عوامل محیطی رشد و نمو و حتی شرائط اجتماعی و فرهنگی نیز در آن دخالت دارد. کسانی که با دست راست کار می‌کنند معلوم نیست که از بدو تولد راست‌دست بوده‌اند یا بعداً و به اقتضای شرائط و عوامل محیطی راست‌دست شده‌اند. تشخیص چپ‌دستی و راست‌دستی در افراد و این که کسی واقعا چپ‌دست یا راست‌دست است چندان آسان نیست و نمی‌توان این دو گروه را با اطمینان از هم جدا نمود و به همین دلیل برآورد نسبت این دو گروه در جامعه مشکل است. گفته می‌شود حدود 10 تا 15 درصد از مردم چپ‌دست هستند. درصد بسیار کوچکی هم هستند که چپ و راست برایشان فرقی نمی‌کند. امروزه در جوامع متمدن پذیرفته‌اند که چپ‌دستی مطلقاً عیب نیست و نباید بچه را مجبور کرد تا با دست راست بنویسد. ضمناً این هم هنوز به تحقیق معلوم نیست که آیا حیوانات و دیگر پستانداران نیز ترجیح و گرایشی نسبت به یک سَمت از بدن خود دارند یا نه؟

گاهی چپ‌دست‌ها جنبه یک اقلیّت را پیدا می‌کنند، یعنی در عمل با آن‌ها اینگونه برخورد می‌شود و نوعی تبعیض پیش می‌آید. وسایل مختلف را علی‌القاعده برای راست‌دست‌ها می‌سازند، از وسائل آشپزخانه و قیچی و قلم خودنویس گرفته تا mug قهوه‌خوری که بر رویش عکس یا نوشته داشته باشد. صفحه اعداد روی keyboard هم در سمت راست است. دست دادن و سلام نظامی و دست سوگند بر انجیل نهادن و صلیب کشیدن بر روی سینه همه باید با دست راست باشد، و چه ناخوشایند است برای ارباب کلیسا که بچه‌ای با دست چپ روی سینه صلیب بکِشد. در هر حال، چپ‌دست‌ها خیلی خوب خودشان را با دنیایی که برای راست‌دست‌ها ساخته و پرداخته شده تطبیق داده‌اند. معلوم نیست که راست‌دست‌ها می‌‌توانستند به این خوبی خودشان را با دنیایی متفاوت تطبیق دهند.

نخستین بار در سال 1976 سازمان جهانی چپ دستان روز 13 آگوست برابر با 22 مرداد را روز جهانی چپ‌دست‌ها اعلام نمود و طی سی سال گذشته از این روز برای بالا بردن سطح آگاهی عموم نسبت به موضوع چپ‌دستی در جهان استفاده شده است، جهانی که راست‌دست‌ها در آن اکثریت چشمگیری دارند. چپ‌دست‌ها باشگاه‌ها و فروشگاه‌ها و حتی سایت‌های خاص خودشان را در اینترنت دارند.

در یک بررسی که باشگاه چپ‌دستان انگلیس بر روی 45000 عضو چپ‌دست خود انجام داد، نکات جالبی مشاهده گردید. معلوم شد که در روبوسی کردن انتخاب گونه اول برای بوسیدن بین چپ دست‌ها و راست‌دست‌ها فرق دارد و همین امر سبب تصادم بینی‌ها می‌شود! در مهمانی‌ها هم برخی چپ‌دست‌ها کارد وچنگال را به ترتیب دیگری در دست می‌گیرند و یا اشتباهاً از لیوان پهلو دستیشان می‌خورند. در برخی جوامع، غذا خوردن با دست چپ ناپسند و مذموم است شاید از این نظر که از دست چپ برای تطهیر و شستشو استفاده می‌شود. چپ‌دست‌ها در سینما و تآتر هم بیشتر دوست دارند در سمت چپ بنشینند. لباس هایشان را هم از طرف دیگر بر سر جالباسی می‌زنند و رو به سمت دیگر آویزان می‌کنند. گاهی گذاشتن پرونده در کابینت و کتاب در قفسه هم جهت دیگری دارد. بستن بند کفش و گره کراوات و بسیاری چیزهای دیگر هم فرق می‌کند. راست‌دست‌ها در بازی پوکر ورق را به راحتی از سمت چپ یعنی در جهت عقربه‌های ساعت می‌دهند ولی برای ورق دهنده چپ‌دست این کار چندان آسان نیست. به علاوه، بسیاری از بازیکنان، ورق دهنده‌ی چپ‌دست را بد شانس و بد دست می‌دانند و از این رو بعضی کازینو ها ورق‌دهنده چپ‌دست استخدام نمی‌کنند. جهت باز کردن و خواندن ورق‌ها یا در اصطلاح حرفه‌ای‌ها "سابیدن" ورق‌ها هم برای چپ دست‌ها فرق می‌کند و از این رو ورق‌هایی ساخته‌اند که به جای دو گوش هر چهار گوش آن نشانه دارد.


نویسنده : خانمی


جمعه 8 آذر 1387

درباره چپ دست بودن

   نوشته شده توسط: حمیدرضا زندی    

در اقلیت بودن هم همیشه چیز بدی نیست. یکی از اقلیتهایی که همیشه به علت نامعلومی از اینکه جزو اونا هستم خوشحال بودم , چپ دستها هستند. امروز با 3-4 روز تاخیر از طریق مطلب برونکا متوجه شدم که 13 آگوست روز جهانی چپ دستها بوده. همین باعث شد که یاد یک سری مسائل در مورد چپ دست بودن خودم و دیگران بیفتم. در مورد این موضوع سرچ کردم که ببینم تو دنیا در این مورد چه خبره!
یه سری مسائل جالبی در مورد چپ دستها وجود داره. اینکه در بسیاری فرهنگها در گذشته نه چندان دور چپ دستی یک جور مشکل محسوب می شده : در قدیم چپ‌دستی را عیب و علّت می‌دانستند. زمانی یک مرد ژاپنی حق داشت زن چپ‌دستش را طلاق بدهد. اسکیموها فکر می‌کردند که چپ دست‌ها جادوگرند. در زبان لاتینی چپ را sinister می‌گویند که به معنی شوم و نحس و بد یُمن است. در زبان فرانسوی برای دو واژه چپ و ناشی یک کلمه gauche بکار می‌رود و در زبان آلمانی کلمه linkisch به معنی چپ‌دست و آدم ناجور است.
آدمهای چپ دست معروف زیادی هم تو دنیا هستند. آدمهایی مثل فیدل کاسترو , سیمون بولیوار, گاندی, ارسطو, نیچه و چارلی چاپلین هم چپ دست بودند. تازه به این لیست می تونید اسمهایی از مارادونا تا قاتلهای معروف دنیا رو اضافه کنید. یک سایت هم هست که به این روز اختصاص داره. شعرش هم جالبه " celebrate your Right to be Left-Handed!"
یکی از جذابیتهای چپ دست بودن برای من همیشه حضور در صف بود که شکل حرکت دست من در صف با تمام افراد دیگر حاضر در صف متفاوت بود. همینطور موقع نوشتن سر کلاس درس.
یک گزارش هم بی بی سی فارسی در این مورد تهیه کرده که خوندنش جالبه. آخر این گزارش مصاحبه ای هست با یک دکتر در مورد چپ دستها که اونجا از نا آگهی خانوده ها در مورد این موضوع و این که سعی می کنند رفتار بچه های چپ دستشون رو تغییر بدن صحبت کرده. وقتی که از اطرافیانم پرسیدم دیدم که واقعیت داره به خصوص در زمانهای قبل تر و در مورد دخترها. مادر بزرگ من هم چپ دسته و به علت همین نا آگاهی خانوادش و عقاید خرافی از این که کارهاش رو با دست چپ انجام بده جلوگیری می کردند. و جالب اینه که مادر بزرگ من کارهایی مثل غذا خوردن که در جمع انجام می شد رو با دست راست انجام می ده ولی موقع انجام دادن کارهایی کسی نمی دیده مثل ظرف شستن و آشپزی و ... از دست چپش استفاده می کرده و این عادت هنوز هم همراهش هست.


نویسنده : حمید


چپ دستها و سرطان

تعداد کل صفحات: 2 1 2